از بی راه ها و راه ها گذشتم !
چه آسفالت و چه خاکی !
چه صخره بود و چه سنگ رفتم !
ار دیار های نا آشنا . نامردانی مرد نما !
انسان هایی که آدم نبودند !
همه و همه را دیدم و آنها را ژشت سر گذاشتم !
اکنون با غمی افزون بر دیروز از این وادی غربت نیز می روم !!
میروم
میروم
میروم
. . .
. .
.
پایان
در درو دست دهکده ای پیداست ! به انجا میرم ! آنجا پیدایم میکنید !!
پایان عاشق ماست !
چرا که بسویش می ریم
هر لحظه جلوتر از قبل !!
چرا سوار بر چیزی نشویم یا ندویم ؟؟
تا به معشوق برسیم ؟؟
ج.: نه . نیستی باور کن !!
- : چرا تو فقط یه دلقک می خواستی که حالا نداری ! یکی دیگه دلقکت میشه !
-: آره . یه دلقک میخواستم . حالا هم ساکت شو !! حرف آخرم اینه : دوستم بودی دوستم میمونی ! هر کاری واسط کردم بازم می کنم ! دوستم هستی هنوز !! ولی " تو منو گیر آوردی ؟"
-: چون سوال ه تو جواب میدم ! من هیچ وقت گیرت نیاوردم . نمی یارم . نیاورده ام !
-: فکر می کنی من گیرت آوردم ؟؟
-: من دیگه فکر نمی کنم !! می دونم که تو دوستم بودی . هستی . خواهی بود !!
-: :دی
-: :دی
پ.ن : می دونی که دوست دارم دوستت بمونم ! برام مهم نیست که چی بگه !!
پ.ن : ماا دوست می مونیم !!!
پ.ن : آدم دوستشو از دست میده بده !۱ خیلی بد . ولی وقتی بر می گرده خیلی خووبه !
ساعت ۴:۰۹ صبح خوابم نمبره !
کلاغ طوری عجیب شرو به خواندن کرده !
مرگ و حس زیباش در لحظه بی داد میکنه !
کلاغ میخواند هنوز . . .
غار غار غار ! پس از هر غار گفتن مکس می کند !
ترسیده ام ! ؟ ! نه !! اما آری ! قرار نیست بمیرم !
غارو غاری بلند می کند ! نمی دانم فصل جفت گیری کلاغ است ؟؟
باز هم غار و غاری عجیب همراه با حس وحشت و ترس !
صدا نمی آید . . .
کلاغ کجا رفتی ؟؟
ترس را کنار گذاشتم و لب پنجره رفتم !
کلاغ چرا مرده بود و بر بام خانه بی جان بود ؟؟
صدای فس و فس ی مخوف !
وای پروردگارا !این دیگر چه صداییست ؟ ازرائیل ات یا جیرییل ات ؟ کدام را فرستاده ای ؟؟
دیگر تماما" ساکت شد !!
.
.
.
.
صدای آوازه پرنده ای آمد !
چیک . چیک . . .
و مانند کلاغ پس از هر چیک مکث !
تکرار چه . . . است !!